محمد باقر بن عماد الدين شيرازي

185

ضياء العيون ( فارسي )

قوبا و جرب و ريشها كه با جرك باشد جون با عسل طلا نمايند نافع بود مردارسنك زرد براق كه بسرخى زند نيكوتر بود طبع وى مايل بسردى باشد قابض و مجفف بود در جراحتها كوشت بروياند مرقشيشا كرم است در دوم و خشك است در سوم مخلل بود و قطع خون بكند و در ريشها كوشت بروياند و اورام صلب را نضج دهد مقناطيس سنك اهن‌رباست آنچه سياه مايل بسرخى باشد كه جذب اهن بكند بهتر بود كرم و خشك است بغايت هر جراحتى كه از تيغ زهردار بهم رسد چون بر ان بپاشند بغايت سودمند بود و به حال صحت باز آورد و جذب بيكان و غيره از بدن بكند اكر بر ان موضع بكذارند مصطكى كرم و خشك است در دوم عصارهء برك وى يا جوشايندهء آن از براى قروح ساغيه نافع است و جون بر قروح ريزند كوشت بروياند و از براى استخوان شكسته نافع بود و روغن درخت وى